از دريا پرسيدن گفت:خشكيدن........

از گل پرسيدن عشق چيست، گفت:پرپر شدن........

از زمين پرسيدن عشق چيست، گفت: لرزيدن.............

از آسمون پرسدين عشق چيست، گفت: باريدن..........

از انسان پرسيدن عشق چيست،ناگهان ندايي از درونش گفت:جدايي

اگر آدمي زندگی را دوست داشت در اغاز تولد نمي گريست